پیامک غمگین(سری دهم)

خداوند ازم پرسید می خوري یا می‌بری؟
گفتم میخورم اما غافل از این‌که رسمش این بود که حسرت را می‌خورند و لذت را می‌برند!


یک شب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم
چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم!
همه ی دفتر عمرم ورقی بیش نبود!
همه ی آن ورق حسرت ملاقات تو بود…


گاه دلتنگ می‌شوم
دلتنگتر ازهمه دلتنگی ها
گوشه اي می‌نشینم و حسرت ها را میشمارم
باختن ها وصدای شکستن ها را
کدامین امید را دلسرد کرده ام
کدامین خواهش را نشنیدم
به کدام دلتنگی خندیده ام
که اینچنین دلتنگم…


سرما زده و سوزه و پاییز فراری
در حسرت روزهای بهاری بغ کرده قناری!
اجاق خونه میسوزه وسرده!
ببین سرما چه کرده…


بیا وقتی برای عشق، هورامیکشد احساس
به روی اجتماع بغض حسرت بمب اشک آور بیندازیم…

0

mohammad

ارسال یک پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Paste this code in your HTML editor where you would like to display the counter, at the bottom of the page, in a table, div or under a menu.
Warning: Unknown: write failed: Disk quota exceeded (122) in Unknown on line 0

Warning: Unknown: Failed to write session data (files). Please verify that the current setting of session.save_path is correct (/var/cpanel/php/sessions/ea-php56) in Unknown on line 0